آروینآروین، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره
آریاناآریانا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

خاطرات آروین حیدری مدلینگ دو ساله

آروین و جریان ترشی لوبیا

1394/4/22 14:39
نویسنده : مامان آروین
429 بازدید
اشتراک گذاری

فجمعه هفته پیش مامانم اینا شام خونه ما بودندبعد از شام آروین اصرار داشت که با مادرم اینا بره خونه اشون واسه همین رفت بغل برادرم و با ما خداحافظی کرد و گفت بعدا می بینمتونخندونک ما هم مجبور شدیم به خاطر اصرار زیادش اجازه بدیم بره و اسه همین کیفشو وسائلشو آماده کردم میدونستم که چون صبحها هر روز تا عصر خونه اشون می مونه عادت داره اما بازم میترسیدم شب نکنه گریه کنه  همین هم به مامانم گفت اگر هر زمان از شب دیدید بیقراری کرد یا سراغ ما رو گرفت زنگ بزنید تا ما بیاییم بیاریمش خلاصه همسرم با ماشین مادرم اینا رو تا خونه اشون برد البته فاصله خونه ما با اونا پیاده هم فقط 5 دقیقه است وقتی همسرم برگشت چون نگران بودم زنگ زدم خونه مادرم اینا ببینم آروین داره چکار میکنه نکنه گریه کنه ....اتفاقا مادرم گوشی رو برداشت بهش گفت مامان بعد از اومدن مهرداد (بابای آروین ) آروین گریه نکرد مامانم خندید و گفت : نه گفت مهدا د نفت (رفت) خونه اشون خنده... به مادرم گفتم الان داره چیکار میکنه گفت داره با خواهرت صحبت میکنه گوش کن چی میگه بعد گوشی رو گرفت سمت اونا صدای آروین داشت از پشت گوشی می اومد که به خواهرم میگفت بلام تولشی لوبیا بیخر من پول میدم بلی تولشی بخلی  من فلدا از بابام که اومد پول میگیرم میدم بلی بلام تولشی لوبیا بیخریخندونکخندهقه قهه

( ترجمه :برام ترشی لوبیا بگیر من پول میدم بری ترشی بخری من فردا از بابام که اومد پول میگیرم میدم بری برام ترشی لوبیا بخری)

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)